مهربانم ای خوب!
یاد قلبت باشد یک نفر هست که اینجا بین آدمهایی که همه سرد و غریبند با تو
تک و تنها به تو می اندیشد
و کمی دلش از دوری تو دلگیر است ...
مهربانم ای خوب!
یاد قلبت باشد یک نفر هست که چشمش به رهت دوخته بر در مانده و شب و روز دعایش این است:
زیر این سقف بلند هر کجایی باشی به سلامت باشی و دلت همواره غرق شادی و تبسم باشد...
مهربانم ای خوب یاد قلبت باشد ُیک نفر هست که دنیایش راُهمه هستی همه رویایش را ...
به شکوفایی احساس تو پیوند زده ودلش می خواهد لحظه هارا با تو به خدا بسپارد...
مهربانم این بار یاد قلبت باشد یک نفر هست که باتو به خداوند جهان نزدیک است و به یادت هر صبح
گونه ی سبز اقاقی ها را می بوسدو دعا می کند این بار که تو با دلی سبز و پر از آرامش
راهی خانه خورشید شوی و پر از عاطفه و عشق و امید
به شب معجزه و آبی فردا برسی..
کاش بدونه که دوسش دارم!!!!
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9:57 توسط NiLo0fAr
|
اگه تو چشمای کسی که عاشقشی نیگاه کنی
خجالت میکشی و صورتت سرخ میشه!!
ولی اگه تو چشمای کسی که دوستش داری نیگاه کنی
لبخند میزنی !!!
وقتی با کسی که عاشقشی هستی
نمیتونی هر چی تو دلت هست به زبون بیاری!!
ولی وقتی با کسی که دوستش داری هستی
این کارو میتونی بکنی!!!
وقتی با کسی که عاشقشی هستی
معمولا تو رفتارت راحت نیستی و خجالت میکشی!!
ولی وقتی با کسی که دوستش داری هستی
تو خودت هستی و هر کاری دوست داری میکنی !!!
تو نمیتونی
به طور مستقیم تو چشمای اونی که عاشقشی نیگاه کنی!!
ولی تو میتونی
همیشه با لبخند و مستقیم تو چشمای کسی که دوستش داری نیگاه کنی !!!
وقتی کسی که عاشقشی گریه میکنه
تو هم به همراه او اشک میریزی !!
ولی وقتی کسی که دوستش داری گریه میکنه
تو فقط تسکینش میدی !!!
وقتی با کسی که عاشقشی روبرو میشی
قلبت تندتر میزنه !!
ولی وقتی با کسی که دوستش داری روبرو میشی
فقط خوشحال میشی !!!
وقتی با کسی که عاشقشی هستی
زمستون پیش چشمات مثل بهاره !!
ولی وقتی با کسی که دوستش داری هستی
زمستون فقط زیباست !!!
همین !!!!
(بر گرفته از وبلاگ عاشق تنها)
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9:51 توسط NiLo0fAr
|
باز به دفتر تنهایی هایم نگاهی تازه می اندازم … و من تنها حرفهای نگفته ای را مرور می کنم که شاید روزی بخوانی و شاید هم…. اما هر چه هست قلبم را به انتهای حسرت می برد…
مهربانم بدون تو شبها غم را به آغوش می کشم… و به یاد تو خواب قاصدک را زیر و رو می کنم و تنها به عمق جاده ی ماه سفر می کنم .
بهترینم حضور تو در همه ی لحظه های من اگر چه محسوس نیست اما همیشه آرامش قلبت را در بند بند وجودم احساس می کنم و تنها یاد نگاه توست که خورشید آرزوهایم را بر فراز آسمان عشق به درخشندگی گوهرهای ناب محبت می تاباند … چشمهای تو وسعت آسمان حضور را به زندگی من می بخشد …
نمی خواهم به افسانه ی بی تو بودن فکر کنم… قصه ی عشق من و تو افسانه نیست که با حقیقت فاصله داشته باشد … ماجرای ما داستانی واقعی و شیرین است که پایانی ندارد… مگر با مرگ….
ای کاش بودی و اشکهای غلتیده روی گونه هایم را با دستان گرم مهربانت پاک می کردی شاید این بهانه ای بود برای احساس ناب نوازش دستانت بر روی چهره ی خسته و تنهایم….
حرفهای نگفته ای که شاید همیشه نا گفته بماند بر قفس تنگ سینه ام سخت بیتابی می کند و تنها آغوش گرم عشقت درب این قفس شکسته را باز می کند و مرغ اسیر عشق را در آسمان زندگی من و تو با سرافرازی به پرواز در می آورد … و آن گاه …. من زندگی تازه ام را با تو جشن می گیرم….
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 18:19 توسط NiLo0fAr
|
این چه احساسیه که من و تو مثل همیم
از همه دنیا جدا نه زیادیم نه کمیم
دارم حست می کنم لحظه لحظه با منی
تو تموم لحظه هام تو هوام پر میزنی
دارم حست میکنم توی بیداری و خواب
دل واسه تو میزنه با یه دنیا تب و تاب
این چه احساسیه که بی تو آروم ندارم
حتی وقتی با منی باز تورو کم میارم
دارم حست می کنم خیلی نزدیکی به من
خودتو نشون بده عاشقونه حرف بزن
دارم حست می کنم مثل روزای قدیم
هنوز هم کوچه ی عشقو ، من و تو خوب بلدیم
این چه احساسیه که واسه من مقدسی
تا دلم تورو میخواد تو به دادم می رسی
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 18:15 توسط NiLo0fAr
|
نا ممکن است که احساس خود را نسبت به تو ، بتوانم با واژه ها بیان کنم..
اینها سرشارترین احساساتی هستند که تاکنون داشته ام..
با این همه هنگامی که می خواهم اینها را به تو بگویم و یا بنویسم..
واژه ها حتی نمی توانند ذره ای از ژرفای احساساتم را بیان کنند..
گرچه نمی توانم جوهر این احساسات شگفت انگیز را بیان کنم..
می توانم بگویم آنگاه که با توأم چه احساسی دارم..
آنگاه که با توأم احساس پرنده ای را دارم که آزاد و رها در آسمان آبی پرواز می کند..
آنگاه که با توأم چون گلی هستم که گلبرگهای زندگی را شکوفا می کند..
آنگاه که با توأم چون امواج دریا هستم که توفنده و سرکش بر ساحل می کوبند..
آنگاه که با توأم رنگین کمانی پس از توفانم که پر غرور،
رنگهایش را نشان طبیعت می دهد ..
ادامه مطلب
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 18:12 توسط NiLo0fAr
|
- هر ثانیه که می گذرد چیزی از تو را با خود می برد. زمان غارتگر غریبی است،همه چیز را بی اجازه می برد. تنها یک چیز را همیشه فراموش می کند: “حس دوست داشتن تو را”
نه
اما به نیامدن همیشه ی نگاهت قسم
تمام خطوط این خنده های خواب آلود
با رگبار گریه های شبانه
از رخساره ی خسته و خیسم
پاک می شوند
من همان جایی هستم که بودم
همان جایی که اخرین بار رهایم کردی!!
شبهایی که با نوک مداد مشکی ام
نبودنت را خط خطی می کردم
زیر پتوی گرم زمستان
روی بهار خواب خنک تابستان
در عمق نبودن حجم تو
مدتها در داشتنت نداشتنت را تجربه کردم
مدتها در نبودنت بودنت را ترسیم کردم
مدتها نوشتم و نخواندی
مدتها می بافتم و نپوشیدی
دیدن یواشکی تو بود
در انتهای کوچه تنگ محله
برای یک لحظه
که آن هم از شرم
سرم پایین بود!
چه کنم با این همه بی قراری ؟
ماه هاست تو نیستی و من شرم را
کنار نبودنت جا گذاشتم.
- خالصانه بگویم
بدون ترس از پریدن تمام پرستو ها
صادقانه تر از بارش لطیف باران
خوشبو تر از عطر یاس های وحشی
روئیده در خیابان منتهی به چشمان تو
بر سر مزار تمام نا امیدی هایم
کنار رودخانه خروشان آرزوهایم
صادقانه و بی پروا
در یک کلام
با تو دچار ع ش ق شدنم آرزوست
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 18:9 توسط NiLo0fAr
|
دیر زمانی است که از رفتنت گذشته و چه سخت است انتظار ی که به پایان نخواهد رسید
انتظاری که امید در آن نیست
انتظاری که درکش مبهم است امیدی نیست و باز هم شاید امیدی هست اگر نبود تحمل ندیدنت سخت تر از این بود که هست
دلم برای لحظه های با تو بودن تنگ است
برای دیدنت
دلم تنگ است
عشقم
کاش …
دیگر نمی توانم نه دیگر توان نوشتن ندارم اثری که از دل به دستانم رسیده نیرویم را می گیرد
در عجبم از صبری که خدایمان می دهد فکر می کردم بدون تو نابودم ولی باز هستم و خواهم بود
کاش آرامشت را بر هم نزنم که من صبرم به خاطر آرامش توست
ناله هایم را بی پاسخ نگذار
با من سخن بگو …
دوستت دارم تا همیشه
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 18:6 توسط NiLo0fAr
|
یکی بود یکی نبودِ قصه هام
من تو رو، از تهِ جون و دل میخوام
آره ماه شبِ من ،دار و ندارِ من تویی
تو نباشی دنیا رو،من دیگه واسه کی بخوام
حرف قلب من اینه،به پات می اُفتم شب و روز
تو بیا پیشم بمون،بشو پریه قصه هام
من که ترسی ندارم، داد میزنم پیش همه
آی هوار!! دوسش دارم، عزیزمو خیلی میخوام
بیا نازنین من،دستاتو دستِ من بده
تو بشو طنینِ شادی، تویِ آهنگِ صدام
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:47 توسط NiLo0fAr
|
دوست دارم تو شمع بشی،من شاپرک واسه تو بالهام بسوزه کم کمک
دوست دارم بشم زمین،بشی تو آب با ندیدنت بشم، ترک ترک
دوست دارم غمی سراغمون نیاد اگه اومد،باشه قدِ قلقلک!!
دوست دارم همه بفهمن عشقمی بدم این خبر رو دستِ قاصدک
دوست دارم باهم باشیم تا آخرش نه مثِ یه سوزن و یه بادبادک!!
دوست دارم واسه یه بارم که شده منو آدم بدونی نه آدمک!!
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:46 توسط NiLo0fAr
|
آی خدا دلم میخواد پر بکشه
میخواد این غصه به فردا نکشه
آی خدا نذار روزای خوب بره
روزگار رو قلب من غم بکشه
نمیخوام جدا بشم از این روزا
نه نذار قصه به فردا بکشه
آخ چرا روزا با من راه نمیان
یعنی من سهمی ز دنیا ندارم
این همه ستاره هست تو آسمون
چرا فانوسی تو شبهام ندارم
دوست ندارم دوباره بد بیارم
آی خدا!!تو دیگه تنها نذارم
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:44 توسط NiLo0fAr
|
چشام پُر زِ اشک،دلم پر زِ خون نفسام کوتاه،حواسم بهِ اون
به اونیکهِ هست،همه زندگیم من دوسش دارم، به همه بگین
آهای با توام،عزیز دلم!! تویی که شدی صاحبِ دلم
نمیخوام بری،نمیخوام دیگه باشم چشم بهِ راه،نرو نه دیگه
دیونه ام آره،اونم زنجیری! نرو میخوامت،نگو رنجیدی
بهت حق میدم،من بی دست و پام قبول میدونم،باهام باش بلام!!
تو با من بمون،بی تو دلگیرم نخند راست میگم،بی تو میمیرم
اگه نه بگی،بری از پیشم سر ثانیه،زودی پیر میشم
نگو مسخره اس،هرچی من میگم ازعاشق بپرس،میگه راست میگم
حالا که میری،دعام این باشه سهم تو خوشی،سهمم خاک باشه
تا هر جا میری،باشم زیرِ پات لگدم کنی،بگم آی فدات!!
برو دلخوشیم،دستِ حق باهات منم میمونم ،همش چشم بهِ رات
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:43 توسط NiLo0fAr
|
ببینم!!اونکه واسش میمردی کو؟! بگو کو، کجاس عزیزت دِ بگو؟!
تو کویری یا تو دریای جنوب
بگو اون کجا رهات کرده بگو؟
کو کجاس عزیز تو، ماه شبات؟ ساده ای، دیگه کنارت نمیاد
اونیکه تا تب میکرد، میمیردی تو
تو رو دوست نداره،دیگه نمیخواد
بگو کو عروس قصرِ قصه هات؟ اونیکه اشک و نشوندِه تو چشات
اونیکه میگفت میمونه، حالا کو؟!
دیدی باز بازی رو باختی، شدی مات!!!
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:41 توسط NiLo0fAr
|
نمیدونی که دلم چه حاله بیچاره هر شب تویِ فکر یارهِ
بهش میگم یه لحظهِ آروم بگیر میگه نمیشه ،نمیخوام ،محاله
این دل من لَک زده واسهِ یارش همش تو فکر یار و تو خیاله
همش دلم میگه دیارِ یارم زمستوناشم واسهِ من بهاره
نم نم چشمامو میبینه میگه بارونایِ هر روز یِ شماله
دستایِ من یخ زده از تنهایی منتظرِ گرمایِ دستِ یاره
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:40 توسط NiLo0fAr
|
نشسته بود روي زمين و داشت يه تيكه هايي رو از روي زمين جمع مي كرد.
بهش گفتم: كمك نمي خواي؟ گفت:نه.
گفتم: خسته مي شي بذارخب كمكت كنم ديگه.
گفت: نه خودم جمع مي كنم.
گفتم:حالا تيكه ها چي هست؟بد جوري شكسته معلوم نيست چيه؟
نگاه معني داري كرد و گفت:قلبم. اين تيكه هاي قلب منه كه شكسته. خودم بايد جمعش كنم
بعدش گفت : مي دوني چيه رفيق؟آدماي اين دوره زمونه دل داري بلد نيستن.
وقتي مي خواي يه دل پاك و بي ريا رو به دستشون بسپري
هنوز تو دستشون نگرفته ميندازنش زمين و مي شكوننش......
ميخوام تيكه ها ش رو بسپرم به دست صاحب اصليش اون دل داري خوب بلده
داره آخه مي دوني اون خودش گفته كه قلبهاي شكسته رو خيلي دوست
ميخوام بدم بهش بلكه اين قلب شكسته خوب شه.
تيكه هاي شكسته ي قلبش رو جمع كرد و يواش يواش ازم دور شد.
و من توي اين فكر كه چرا ما آدما دل داري بلد نيستيم موندم
دلم مي خواست بهش بگم خوب چرا دلت رو مي سپردي دست هر كسي؟
انگاري فهميد تو دلم چي گفتم. بر گشت و گفت:
دلم رو به دست هر كسي نسپردم اون براي من هر كسي نبود.
گفت و اين بار رفت سمت دريا...................
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:25 توسط NiLo0fAr
|
یه شب... یه دل تنگ... یه یاد کهنه... یه یار قدیمی... دیشب وقتی که صداتُ پس از ماهها از پشت سیمهای تلفن شنیدم به سختی تونستم تشخیص بدم که خودتی... داره باورم میشه که از یادم میری بیرون... از خاطراتم... چه قدر ازم دور شدی... و چه قدر غریبه... همون غریبه آشنای من که یه روزی از 100 فرسخی می شناختمت... اما حالا صداتم با من بیگانه است... دیشب وقتی چشمهام رو روی هم گذاشتم تصویر تو در ذهنم نقش بست اما تار بود.... درست نمیدیدم... دیشب دلم برات تنگ شده بود... دلم همیشه برات تنگه... از اولشم تنگ بود حتی وقتی که کنارم بودی و دستات تو دستم بود.... همیشه ازم دور بودی.... همیشه...., دیشب گوشه چشمام به یادت تر شد.... , دیشب دلم یه سوزش عجیبی داشت.. , .دیشب دلم هوات کرده بود.... , دیشب... اما تو نبودی.... تو کنارم نبودی... حتی توی خیالم هم درست نمی دیدمت.. , دیشب شب بدی بود... واسه بار آخر همه خاطراتتُِِ مرور کردم... مثل یه فیلم... خیلی سریع... بعضی جاهاش هم stop می کردم و به چشمات خیره می شدم...( آخ که چه قدر دلم هوای چشمات کرده) اما بالاخره تموم شد...وقتی خوب به همشون فکر کردم.... یه تصمیم جدید گرفتم... یه قلم... یه کاغذ... یه جفت چشم بارونی... و یه پنجرة بارون خورده... نوشتم... نوشتم... از تو ... از یادت... از دوست دارم ها... از چشمات... از دلتنگی هام ... از رفتنت... از نبودنت و در آخر اینکه..... هنوزم دوست دارم ای عشق دیرینة من یه پاکت نامه... یه عکس یادگاری... یه دل شکسته... یه دست لباس... راه افتادم و رفتم... رفتم و رفتم تا به مقصد رسیدم... یه گوشه خالی... کنار یه قبرستون ... یه قبر خالی... بی نام و نشون...نامه ات بوسیدم و گذاشتم تو قبر خالی... بعد هم عکست رو گذاشتم روش... بعد هم خاک ریختم... خاک ... خاک... خاک یه قبر... یه شمع... یه شاخه گل... یه دل تنگ... حالا دیگه جات مشخصِ ... حالا دیگه لازم نیست دنبالت بگردم... از این به بعد میام این جا... هر وقت دلم گرفت... هر وقت دلم هواتُ کرد... هر وقت خواستم بیام پیشت میام اینجا... دیگه لازم نیست تو خیابونا دنبالت بگردم... تو کوچه ها... تو خاطرات... دیگه منتظر برگشتنت نمی مونم... دیگه منتظر تلفنت نیستم... آخه دیگه مطمئنم که تو مردی و جات هم گوشه یه قبرستون بی نام و نشونه...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:19 توسط NiLo0fAr
|
یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید
Why do you like me..? Why do you love me?
چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟
I can't tell the reason... but I really like you
دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"دوست دارم
You can't even tell me the reason... how can you say you like me?
تو هیچ دلیلی رو نمي توني عنوان كني... پس چطور دوستم داری؟
How can you say you love me?
چطور میتونی بگی عاشقمی؟
I really don't know the reason, but I can prove that I love U
من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم
Proof ? No! I want you to tell me the reason
ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی
Ok..ok!!! Erm... because you are beautiful,
باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،
because your voice is sweet,
صدات گرم و خواستنیه،
because you are caring,
همیشه بهم اهمیت میدی،
because you are loving,
دوست داشتنی هستی،
because you are thoughtful,
با ملاحظه هستی،
because of your smile,
بخاطر لبخندت،
The Girl felt very satisfied with the lover's answer
دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد
Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in coma
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت
The Guy then placed a letter by her side
پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون
Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk?
عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟
No! Therefore I cannot love you
نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم
Because of your care and concern that I like you Now that you cannot show them, therefore I cannot love you
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم
Because of your smile, because of your movements that I love you
گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم
Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love you
اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم
If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore
اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره
Does love need a reason?
عشق دلیل میخواد؟
NO! Therefore!!
نه!معلومه كه نه!!
I Still LOVE YOU...
پس من هنوز هم عاشقتم
True love never dies for it is lust that fades away
عشق واقعی هیچوقت نمی میره
Love bonds for a lifetime but lust just pushes away
این هوس است كه كمتر و كمتر میشه و از بین میره
Immature love says: "I love you because I need you"
"عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم
Mature love says "I need you because I love you"
"ولی عشق كامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم
"Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays"
"سرنوشت تعيين ميكنه كه چه شخصي تو زندگيت وارد بشه، اما قلب حكم مي كنه كه چه شخصي در قلبت بمونه
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:23 توسط NiLo0fAr
|
سلام پاییز من شدم مثل تو غمـگین و سرد و ساکتم مثل تو
اون که منو می خواست واسه همیشه رفته حالا تنها شدم مثل تو
غروب شد و خبر دادن تو رفتی کوله بار تو از این شهر تو بستی
تو منو اصلا واسه خودت نخواستی حالا ببین رفتی تنهام گذاشتی
یه شب دیدم تو خواب یکی رو داری ببینم می خوای بری یه جایی
تو هم می خوای بشی مثل پرنده منم بشم بازنده تو برنده
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9:55 توسط NiLo0fAr
|
اين روزا عادت همه رفتن ودل شكستنه
درد تموم عاشقا پاي كسي نشستنه
اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه
گرداي رو آينه ها فقط غم زندگيه
اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه
مشكل بي ستاره ها يه كم ستاره چيدنه
اين روزا كار گلدونا از شبنمي تر شدنه
آرزوي شقايقا يه شب كبوتر شدنه
اين روا آسمونمون پر از شكسته باليه
جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه
اين روزا كار آدما دلهاي پاك رو بردنه
بعدش اونو گرفتن و به ديگري سپردنه
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9:47 توسط NiLo0fAr
|
